تبليغاتX
به نام آنکه اگر حکم کند ما همه محکومیم
یا رب تو مرا به نفس طناز مده

با هر بجز توست مرا ساز مده

من در تو گریزان شده ام از فتنه خویش

من آن توام ،مرا به من باز مده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 16:42  توسط سحر | 
آری

آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه نا پسند است

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 10:32  توسط سحر | 
زندگی حکایت آن یخ فروشی ست

که پرسیدن فروختی؟

گفت: نخریدند و تمام شد....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 10:25  توسط سحر | 
ای کاش گل باغ بهارت بودم

اندر قفس عشق هزارت بودم

ای کاش یه هر سو که نظر می کردی

من مردمک چشم خمارت بودم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 10:5  توسط سحر | 
زندگی محمل وسعت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

زندگی رفتن و راهی شدن است 

زندگی جنبش راهی شدن است

از سرآغاز وجود تا جایی که خدا می داند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 8:45  توسط سحر |