تبليغاتX
به نام آنکه اگر حکم کند ما همه محکومیم

 

 يار من هست در اين خانه به اين خانه خوشم

در كفش ساغر و پيمانه به پيمانه خوشم

گشته ويرانه اگر خانه دل از غم عشق

گنج من هست به ويرانه به ويرانه خوشم

عاقلان در پي نامند نه دلباختگان

 

 منم و يك دل ديوانه به ديوانه خوشم

همه گويند فسانه است غم عشق و جنون

عشق اگر هست چو افسانه به افسانه خوشم

تا به ميخانه بود يار مرا باده فروش

فاش گويم كه من مست به ميخانه خوشم

 

 گرچه چون شمع برافروخته ام از غم عشق

من پروانه صفت با دل پروانه خوشم

عاشقم ، عاشق آن دلبرك پرده نشين

 به نهان از غم او با غم مستانه خوشم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 17:20  توسط سحر |